
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن
گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن
گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه
گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان
گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن
گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم
گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن
گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان
گفتم که شام دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن
گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که من روز وصل در انتظارم
نیروی دریایی ارتش در تمامی زمینهها رتبه اول را دارد
امیر دریادار سیاری تصریح کرد: به زودی ناوشکن خارک که بزرگترین ناو غرب آسیا است، به نیروی دریایی الحاق میشود.
وی افزود: رزمایش ولایت 95 در بهمن ماه سال جاری و در شمال اقیانوس انجام میشود.
همچنین فرمانده نیروی دریایی ارتش از برگزاری رزمایش تخصصی زیردریایی ها ظرف ٢ و ٣ روز آینده خبر داد.
امیر دریادار سیاری گفت: در سالروز نیروی دریایی، از سامانه یکپارچه رهگیری و انهدام اهداف و رادار IPE و سپر دریا و شبیهساز طوفان و اتاق کنترل صدمات رونمایی میشود.
وی افزود: در حکم امیر پوردستان امر به ارتقا آمادگیها در بخش اطلاعات و عملیات و رفع معضلات معیشتی کارکنان شده است که البته ارتش در زمینه اطلاعات قدم های خوبی برداشته و یک مقدار پایش را فراتر از کشور گذاشته و اطلاعات خوبی بدست آورده و می آورد.
سردار شیرازی تصریح کرد: ماموریت ارتش مشخص و توانش وسیع است و انتظار آقا نیز ارتقا کارهای اطلاعاتی و عملیاتی است؛ عملیاتی که مطابق با نیاز روز برآورد میشود.


به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان،چهل روز از گریستن آسمان و زمین و افلاکیان، چهل روز از سیاهپوشی زنان قبیله عشق، چهل روز از خاک و خرابه و آوار گذشته است.

در آن غروب خون آلود، هنگامی که خنجر شقاوت ها و نامردی ها، گلوی آخرین مبارز را درید، آن گاه که زنان و فرزندان داغدیده در میان رقص شعله های آتش خیمه هایشان، به سوگ مردان در خون غلتیده خود نشسته بودند، دشمن به جشن و سرور ایستاد.
اما این انقلاب خون، حالا به بار نشسته است. حنجرههایی که دیروز فریادگر مظلومیت بودند، رساترین فریاد شدهاند، زینب، این ستون پابرجای کاروان اسرا همه چیز را به گونه ای دیگر رقم زد. به راستی چه کسی می داند چگونه زینب با وجود سنگینی کوهی از مصائب بر شانه هایش، بغض غم ها را فرو داد و قدم بر قله رفیع عزت و آزادگی گذاشت.